تهران
با دستهای خیلی بزرگ
با صدای خشدارش
توی جاده مرد
و تمام خواهرانش تنها
با آینههای بزرگ ازدواج کردند
داماد بعد سالها
دیگر کچل شده
- کچلی توی سرنوشت مردها ست
در تهران فقط بچهها
چشمهای درخشان و موی فرفری دارند ـ
تهران مجلس ترحیم است
آقای فروهر هر چه داشتیم خریده
و بعدش شعبان
سرش را بریده از گردن و بعدش هزار اتفاق افتاد
ریچل ازدواج کرد
و راستی زیاد
دنبال چندلر نباشید
مردن در آمریکا کاری کیری ست
سنگهای قبرشان كلفت است
بلند است نردههای گورستان
و بعد از مردن مرده
فقط همان تابوت
برای سرد گشتن آدم از شقیقهها کافی ست
چند بار باید آدمی که داغ است
توی سردی خاک دفن کرد تا...؟
[+] --------------------------------- 
[0]
قبل ار اینکه امشب شود باید
یک شعر بسرایم
یک شعر مرا خوشبخت نخواهد کرد
میدانم
می
[+] --------------------------------- 
[0]
بدها
شاگرد مدرسهتان
هستم و نیستم
ولی هر هزار سال از من
نمرههای انچوچکی بیست میشود
انچوچکی از من
خیره میشود به ساعتش
- که بابا خریده
در خریدش دقت کرده
ؤ پولش را ممد -
نگاه کرده خیره انچوچک
به تختههای کلاس
و پشت کلمههای منتخب از تهران
فحش نوشته
و بعد صبر کرده تا ناظم
گوش کرده تا مردم کلاس
انچوچکی از من
پدرش مرده
ساعتش را گم کرده
و مثل حرفهای آقای سعادت دیگر
رفوزه گشته دیگر
و دیگر برای کار
چارهای جز خیابان و سیمان ندارد
[+] --------------------------------- 
[1]
چرا پسرم؟ - برای عکسهایش بابا
نه
نه این اصلاً
ابدا شاعرانه نیست که من
و تو هی عکس بیترحم بفرستی
با پیرن گشاد راه راه
و گیسهای ژولیده
که اصلاً نریخته رو بر
و هیچجایش پیدا نیست
ولی هی من را
صدا کند نارام
- فریاد میزنه آقا
داره چیزی تنها
توی دختره
داد میزنه من رو
صدا میکنه من رو
و من دارم...
مقاومت همیشه مفید ه
جبهه مقاومت مثلاً
یا اکسید مختلف از فلزهای پایه
که مدارهای ظریف را
- من ظریفم آقا
من حال بودن ندارم
جهان تحملش رو نداره وگرنه
الان مثلاً اینها...
چشم فی الواقع یک camera ست
که از هر لحاظی با
سیستم اصلی
ارتباطهای ناروشن داره
شیطنت
افسوس
حرامزادگی
بیلاخ
تمام این صفات از مغز...
- دیدمش
ندیدمش
دیدمش آقا
هیچ
هیچ چیزمون عادی نیست
همه چیزمون با هم...
تضاد همیشه با کلمات
پیش میآد
تضاد اینطوری ست
که شعرهای عاشقانهات حتی
و فیلمهایی که دیدهای هم حت...
- باید از نو بنویسمش آقا
هر بار میبینمش انگار
هیچ چیشو ننوشتم
باز باس از نو
باس بنویسمش آقا...
[+] --------------------------------- 
[0]
تمرینات (چایی، نقشه، [شلوار] جین، شرم)
شرم دارم از شما
شرمم گرفته از شما آقای ون هلسینگ
وقتی نداریم و
خسته ایم
خونی که هیچ حتی
قلبی نمانده برا دراکولا
او دیگر
شلوار جین دارد
سماور گذاشته گوشهی تابوت
توی چایش نبات دستهدار طلایی گذاشته
دوچرخه خریده
با دختران دهات حتی
تیک و تاک و ماچ و ساعت دارد
ولی دراکولا الان
حیوان خستهاست
زمستان بدون اینکه بیاید آمد
توی باران (حتی چس) نباربده
خفاشهاش خوابیدند
گرگهاش خوابیدند
و لرزش مداوم دست
از دست دنیا خستهاش کرده
روی نقشه
از قصر آخری لوکیشن گذاشتم
قصر کوچکی است
همان تابوت آخری
لاغرتر از همیشه
کراوات سرخ
- یادت بخیر آقای گلشیری
یادت بخیر زمان آقای گلشیری
یادت بخیر دستههای داستان کوتاه روی هم
بخاری کوچك
تواتر تلخی
عرق پیاله پیاله -
یادم نرود از مردن
خلاصه همانجاهام
روی کتم
سمت چپ جیب کوچکی ست
که بسیار خسته است از دنیا
و دارد
فریاد میکشد
درفش تیغدار آهن را
[+] --------------------------------- 
[0]
حتی دختران خیلی چاق
جملهها در زبان
گزارههای معنیدار اند
جهان مثل تو خالی نیست
- فیلم میبیند
کتاب میخواند
دکترا گرفته
ادب دارد -
اگر نیت زبانی داری
فعلها همه معنی دارند
فعل خوب داشته باش
با شورت و شلوارک
اسپری نزده
ول نشو بین فعلهای اسنادی
به اوامر دنیا توجه کن
هر ستارهای چرخشی دارد
هر سیمی
هر برقکار مجربی
و شارشی دشوار
چیزهای دنیا را
از سمت مغناطیس
وصل کرده بهم
و هر لپ تاپ
روزی از باتری بادکرده خواهد ترکید
- یاد کلیههات افتادم
وضع کلیههات چطور است
فکر کنم دیر شده دیگر برای چاپ کلیات -
زبان تو کجا ست؟
چشمهای تو به چیست؟
جملههات به کجا چسبیده؟
توی زندگی چند تا هدف داری؟
- ما را فروختهاند آقا
ما فروختنی نبودیم
ولی ما را
فروختند آقا
دیگر برای ما چای شیرین نمیآید
و برنامه امشب آرایشگاه زیبا نیست
و دنیای اندک ما
گردشی مضطر
در اربیتال توالتها ست
ریدن توی شرکت
ریدن توی خانه
ریدن توی خانه دختر لاغر
توی خانهی خالههای چاق
ریدن تو
فروشگاه
کتابخانه
مجالس ترحیم
و شارش آتی پروستاتی
که مثل مشکلات
بزرگتر شده
تهدید میکند ما را
زباننرسیده ما
از جهان
زبان بستیم
چه کرده با ما جهان آقا
جهان با ما
چه کرده است؟
جملهها در زبان
گزارههای معنیدار اند
و هر معنا
از کناره و پهنا
دختر چاقی است
[+] --------------------------------- 
[0]
و من خواب بدی بزرگم
که کارتونی بیانتها از من
مجروح میرود و پخش میشود
زخمخورده توی بقالی
پخش میشود
لای برنامههای زخمی تِِلوِزْیون
كارتونهای قشنگی که همیشه
عموهایی شبیه دوسپسر دارند
و من خوابی پفی و بزرگم
شبیه ارواح بچگانه
که قسمت کابوسیش
مدام پخش میشود توی قسمت کابوسیش
و من خواب بزرگم
ـ بله تکرار میشوم
بله اعصاب ندارم از دست دنیا
بله خسته میشوم همیشه از خودم شبها -
و مثل این
شعر کیری کثافت
وقتی که باید
پایان نمیبابم
[+] --------------------------------- 
[0]
تو را میبخشم ای احمق شکافدار
زیرا که بیگناه ای
اینهمه سنجابهای ادا در بیار تو
توی اعصاب من نیست
من برگهات را از چمنهای برفدار جمع میکنم
و مخالف دستور
پنجههای ریخته را
یکی یکی ورق زدهام
- بله حواسم هست عشق ماضی قبلاً
مضارعی آسان بود -
امثال ما شاعرها
از جهان بیزار ایم
ولی چارهای از دنیا نداریم
[+] --------------------------------- 
[0]