Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
من هزار بدبختی توی زندگی دارم
آقای لین گه خورده‌ای که فکر کرده‌ای منظور من شماست

دو ماه قبل اینکه لندن
با کلاههای بلند و شلوارهای اسب‌سواری
فریادزنان به خانه‌مان بیایند
نانسی هنوز نمرده بود
یعنی نکشته بودم هنوز او را

وینگیل گیسوان طلایی
و چشمهای کلاسیک ادامه داشت
البته گاهی دلش گرفته می‌شد
وقتی هوا اردک بود
- توی لندن همیشه باران می‌بارد
همیشه هوا تیره و کیری ست
و مردهای متین
بالبخند
کلاه‌های سبز سیلندر هم را برمی‌دارند -
می‌‌گفتم
هوا اردک بود
و هنوز
هیچ‌کدام ما را نکشته بودند
ما نمرده بودیم
تیرهای دقیق مقدس را
نخورده بودیم
یادش بخیر
آن زمان‌ها من
زیاد قاتل نبودم
نانسی نمرده بود
فاگین ریش‌دار را
دار نمی‌زدند
آن زمان‌ها
شبیه نبودیم
وقیح نبودیم
- لباس‌مان ولی کم بود
لباس همیشه توی لنذن گران است -
من هنوز بیل قاتل نبودم
و چرخ زندگی
ای...
بگی‌نگی می‌چرخید

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM