Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
داستان زنهایی که شوهرهایشان را می کشتند چیزی در مایه های همین فمینیست های خودمان را اینجا ببینید...
 


مکزیکوسیتی سال 1995
ریانا از زمان بچگی فاحشه بوده است در اتاق همین هتلی که عکسش را گرفته اند شاید...
 
يک کسي از بچه هاي قديم از اين نوشته آخرم شاکي بود ...

يک عمره هر چي ما نوشتيم راجع به چيزايي بود که يه جوره ديگهٔ اون چيزي بود که ميخواستيم اولش بگيم . يعني از اولش که نيگا ميکنم ميبينم مثلا خودم چقدر حرف نزده برام مونده شعر نگفته برام مونده که چي ميشد اگه گفته بودم . يه سريش رفت سر اينکه ترسيدم از اين از اون آدم ريشو که مملکت ميگردونه مبادا تخم درد بگيره حالمو بکنه تو فرغون. اين قسمتش يه چيزي لااقل يه جورايي تخمي هست ولي منطقيه به هر حال جرات يه نفر ميشه خوب کم باشه ولي يه تيکه ديگه اش که آدمو از دست خودش ديوونه مي‌کنه وقتيه که آدم جلو خودش کم مياره از گفتن يه چيزايي که هميشه دوست داشته بگه . حالا چرا مثلا برا اينکه بي‌ادبيه يا چه ميدونم ضايع است يعني گاهي آدم بيخود يه چي رو نمي‌گه نه از ترس حکومت يا هيچ چي ...
يعني آدم تو رودرواسي خودش يا رفقاش يا يه ملتي مي‌مونه که نه اين حرف درسته قشنگه ولي نبايد زد . درسته همه ميدونن ولي نباس گفت . اينجور آدم هي از شاعريش از خودش دور مي‌شه آخرش نگا مي‌کنه مي‌بينه ايني که نوشته خوشگله گر چه شايد همه دوسشم دارن ولي خودش نيست يه چيز ديگه اس غير اونکه مي‌خواد ...
راستش من هي سعي مي‌کنم اينجا هر چي مي‌شه به اون چي هستم نه اون چي حتي که بايد باشم يا دوست دارم باشم به اون چي هستم نزديک تر شم مدامم کلمه هايي که دوست دارم و تکرارش مي‌کنم چون بيرون نميشه صداشون کرد نميشه گفت خانومي چقد دوس داشتم اون بار بند کرستت از زير پيرنت پيدا بود ...
فک مي‌کنم گاهي همين که آدماي ديگه بدونن واقعاً به چي فک مي‌کنم درسته حتي اگه فک کنن که درست نيست اينجور بهتره هم برا من هم اونا ...
به شعرم نزديک تره ...

 
شب شدن
زن شدن
تن شدن
تنها شدن
پستون شدن
کرست و
شورت و
لباسای توری
تا شدن
توی گنجه ها گذاشتن...
 
مث ابر گفتیم
ما
کاری نداریم با
سر حوضی
هره ای
چیزی
گریه میکنیم
میریم
بادا نذاشتند

مث باد گفتیم
ما
کاری نداریم با
یه هویی
هایی
می آیم
دخترا رو
گیس میکشیم
دست میزنیم و
می ریم
کوها نذاشتند


مث کوه گفتیم
ما
کاری نداریم با
یه عمری میایم
می شینیم
مردا بیان
مارو
تنها گذاشتند ...

 
مث ابر گفتیم
کاری نداریم با دنیا
میام سر حوضی
هره ای
چیزی میشینیم
گریه میکنیم
میریم
بادا نذاشتن

 
شبای اول سالی مدام
یاد تو می افتم
یادت هست همش میگفتم
چی میشه یه روزی نباشی
از همون شعرا بگم که
همیشه میگفتم
شعرم نمیاد
مث نی نی سر مسترا نشسته
حالا رفتی
گیر کرده دیگه
بیرون نمیاد
خیال کردی چی شد
فک میکنم این که رفت امشب با کی چی شد
کجاتو بوسیده
اصلا
ولی نه چیزی مث شعر باشه یعنی
همینجور فقط
یه چیزی مث وقتی زور میزنی نمیاد
یه جور فقط احساسه میگه الاغ
اونکه رفته
رفته
دیگه هیچ وقت نمیاد ....
 
برا همه عیدای دنیا که مثل این یکی هدر شد
یه گل بذارم کجا بذارم ؟
برا تو نیگه میدارم که گفتی میای
نیا ولی الاغ
اینجا عیدا شبیه هم شده
ما برا درختای در نیومده
یا زنای پوسیده
همونا که هیشکسشونم نبوسیده
وان یکاد گذاشتیم

 
خوب بود یک کمی ما اگه ترقه چهارشنبه سوری رو کمتر کنیم ترقصشو زیاد ...

 
دوست دارم اون لحظه ای رو که یه دختر کوچولو از کس مادرش در می آد و هزاربار نگا کنم قصدمم فقط لذت جنسی باشه ....
 
و
ما
همچنان
دوره می کنیم

شب را
و
روز را

هنوز را

 
یه صحنه داره فیلم بوتیک که رییسه داره ناخون میگیره یکی از ناخونا می افته رو فرش به نوچه اش گیر میده که پیداش کن هی ام صدا میکنه "یارو سمت چپ " "الاغ همون بغله "...
پیش خودم فک میکردم وضع مام همینه
پی ناخون مفت اینو و اون از ترس اینکه نونمون بریده شه ...

 
سلام
دلم دوباره برات تنگ شد
چزا نبودی ؟

 
این مانتو تنگا رو دیدی جدید اومده اگه پوشیدیش از خیابون که رد شدی یقه رو باز بذار حتما منم صدام کن بیام ببینم ...

 
دخترای بالا شهر
همه چیزای خوب دنیا رو با هم دارن
دماغ عمل کرده رو
گیس فر خورده رو
هیکلای نازو
سینه های وازو
اما تو
از همه اشون بالاتری
این اصن که میگم برا این نیست
که هیشکدومشون منو تحویل نمیگیرن ...

 
سنده ای روی تاقچه
یک تکه ان دماغ
چسبیده زیر صندلی
شادمان و مادر قحبه
دنیا
دوران پیری مرا آغاز میشود

 
چرا هیچی نمیشه هیچی قشنگ نمیشه چرا هیشکی من اینهمه شعر عاشقونه مینویسم چرا هیشکی عاشق نمیشه ؟
درد میکشه آروم ، میره شاعر، خسته میشه ،
باد میاد مث وقتی که پاییزه ...
ولی حالا کی گفته پاییزه ؟
ولی باد میاد بی اینکه نگا کنه کی رو ...
مث گل قاصدک پرپرش میکنه هر گوشه اش به دامن دختری میچسبه ...

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM