تمارین (مگس، کوچه، مرتضی، ناتمام)
یک شعر نصفه برایت نوشتهام
که راه نمیرود
الکل نمیخورد
و اهل کوچه نیست
حتماً به مرتضی بگو
آن یارو شاعره
که دماغ گنده داشت اَه
برام باز شعر گنده نوشته
پسر عقیل را بگو
- اطلاعات من کافی ست
از آن گذشته عقیل
همیشه اسم بابای مرتضاهاها ست -
بگو برام شعر نوشته
اگر چه شعر خوبی نیست
اگر چه شعرهای اینطوری
برای امثال من عادیست
اگر چه دلم دیگه راضی نیست
ولی برام باز
شعر گذاشته
و فحش خوار و مادر
نوشته برات توش
در تمام شعرهاش
و تو الان دکتر
-همانجور که خواستی-
مثل یک عن مگسی
یا بیابان هیچجا نرسی
میان تاریخ ابیات کشوری
- یادم آمد
که بیهقی زیاد دوست داشت
و رهنمود داده بود شاعرها
بیشتر بیهقی بخوانند
و گفته بود اوی
برای جاویدنامهای کشورش
یک بیت هم ننوشته -
به مرتضی بگو علی
توی شهرهای جافظ است
و برای هیچ عنی هیچ شعری نمینویسد
[+] --------------------------------- 
[0]