بچههاااااا مواظب باشییید...
و رفت...
توی رگبار برگهای پاییزی
از آسمان بهشدتنبارنده
رفت
- آفتاب هم
میشود که رگبار داشته باشد؟
تختخواب هم
میشود که آبشار داشته باشد؟
و من آرام
آرام جیغ کشیدم
"موفق باشیییید
موفق باشییییید"
نگاه کردم
بر دوایر تلخی
که قدم برمیداشت
و هی مدام
کوچک و کوچکتر می
مردم آمدند
توی صحنه شلوغ شد اما
مردم آمده بودند
- صحنهها که بین ما
همیشه شلوغ است و تو
اکثراً درآن
نفس نفس جیغ و داد میکنی -
مرد همسایه بود
مرد سبیلدار کوچکی
میگفت
این صدای جیغ چیست که شبها از خانه شما میآید؟
دست دادیم
خندیدبم
گفتم خیالتان راحت
دیگر از خانه ما
صدای جیغ جیغ نمیآید
گفت من صاحبخانه شما هستم این خانه مال من است شما خانه ندارید
گفتم
تذکر خوبی بود
بعد پرسیدم
ببخشید شما جیغ کشیدید؟
[+] --------------------------------- 
[0]