عاشقی با تو
عین نوشتن داستان رو دریا ست
- جا زیاد دارد
ورقزن دارد
زن دارد
پر از صدای موج و ماهی هاست -
من با تو حرفی ندارم
چیز اضافهای برای گفتن
وقت اضافهای برای جفتن ندارم
عاشقی با تو
زنگ میزند به من گاهی
احوال من را میپرسد
و بین حرفهام
گوشی را میگذارد
عاشقی با تو
آدم نابابی است
با تمام میدان انقلاب حرف زده
دوست شده با همه برادرها
و تا قبل زنگ زدن به من
اصلاً از من عصبانی نیست
عاشقی با تو
هیچوقت نمیداند چرا به من زنگ زده
چرا از من پرسیده
چرا از اینکه جوابی
عاشقی درست وسطهای خودش
صبر میکند
و از من میپرسد
[+] --------------------------------- 
[0]