گربه بر نردههای مردن
الان
درست همین لحضه
وقتی که بغض ایستاده بر هرههای گریه
وقتی سقوط نمیکند بغض
حتی نمیلرزد
درست وقتی
به خودت میگویی
"اوفتاد
افتاده افتادم"
گریهای که گفته بودی افتاده
به حالت خفاشی
به سمت شمعها پرواز میکند
ما نمردهایم
زیاد سعی میکنیم بمیریم
اما برای مردن
نایی نمانده در ما
ما به این دلیل تلخ زندهایم
که بیراهی
برای مردن در ما نیست
از چشمهای صورتی رنگ ما نترسید
خیالتان راحت
برعکس ما
مردن
برای خندهها آسان است
[+] --------------------------------- 
[0]