Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
هتل کالیفرنیا ۲

شهر خسته بود
خوابش می‌اومد شهر
و من
که فقط تشنه بودم
برا شب یه آب پرتقال خریدم
- بدون چیپس
یه آب پرتغال
برا خوردن تنهایی -
شهر خلوت گفت
دردهای دو سویه
علاجشون آب پرتغال نیست
مرام گذاشتی برام
ولی یه شعر بگو برام
یه شعر fresh
كه علاج دردای دو سویه باشه
گفتم اسنپ بگیریم
بریم حالا كه‌ خلوت ایم
گفت از اولش به مرتضی گفتم
آعتیاد کار درستی نیست
شیشه اولش خوبه
ولی مردن
گفتم مرتضی رو بیخیال باش
پیاده میریم
کار داشت
زخم زیاد داشت
برای پیاده رفتن دلش گرفته بود
نشست کنار جوبا
برای آدم خوبا
گریه کرد سیر
گریه کرد سیر

 
ماتیلدا

درخت‌های دیگر برای حرفهای من کوتان
بعد مردنم
تیر خوردنم
درخت من را توی رختخواب بکارید
توی رختخواب
زن‌ها زیباتر هستند
مردها مهربان‌تر هستند
و در تختخواب
قاطی بوی آدم در ملافه‌ها ست
بعد مردنم مرا
توی رختخواب بکارید
و جای کفن لطفاً
لباس خواب بپوشانید
هی بهم بگید خفه
هی ولی علی رغم تهدیدها
تنهایم نگذارید
- تنهایی برای گیاهان سم است -

مرا توی تخت خواب به خاک بسپارید
و حشرات کوچک را
پاک کنید از من با نوک انگشت
و برگ‌های بزرگ سبز من را روی کونتان بگذارید
دراز می‌کشم توی تخت تا ابد
بعد توی پنجره
درخت‌های باکلاس را نگاه می‌کنم
که تنهایی
- مثل آقای کیارستمی -
ایستاده‌اند در افق
و عفیف
به کمرگاه جاده‌ها نگاه می‌کنند
وقتی که مردم
توی رختخواب
بر صورتم ملافه بیانداز چون
چشم‌های مشتاق من
وقتی که خاموش است
هراسان نموده دنیا را
به فکر ادامه یافتن می

چشم‌های مرا ببند
که بعد از من
مرا نیارمیده باشد دنیا

 
جوانی یک داستان کوتاهی داشتم که درش خسته از جمع اتوکشیده‌ی قهوه خوار مادر تئاترشهر با مسلسل همه تماشاچی‌ها را می‌کشتم دانه دانه تک تک‌شان را. بعددست و صورتم را توی حوض نیمه خونی نیمه می‌شستم مثل سگ نداشتن کسی که سگش را عمداً با شکلاتی کشته چون برای کشتن سگ راهی بهتر از شکلات وجود ندارد و دیگر هر روز سگی ندارد که هر روز ببرد بشاشاند یادم هست بعد کشتن احساسم شبیه همان صاحب سگ بود یک خالی موقتاً لذت بخش، یک نبودن عمیق، دردی بزرگ که هرچه توش مداد فرو کنی نهایت ندارد
جوانی یک داستان کوتاهی نوشتم که انتها نداشت داستان‌های از سر جوانی هیچ وقت انتها ندارد
 
بیدارستان

گفت ایشان مرده
سرخورده گفت ایشان مرد
بعد دوید توی بالکن
و داد زد
که مرد یا زن یا هر چه
برای مرده پیراهنی بسازید
چون مرده
و مرده پیراهن می‌خواهد
و ما
پرستارهای بخش فلان
مغموم
دستهای خونی خود را شستیم
و کاردهای خونی خود را شستیم
و با دست‌های سرد خیس
دنبال پارچه‌های غیر خونی دراور را
اما‌
شطرنج پارچه
پر از سربازهای خونی بود
که تنها
در ردیف هشت تنها
وزیر می‌شدند
- یک ستاره‌‌ی اضافی
رو همان چلوار
کوبیدن پا بی‌لبخند -
و فیل‌های گرامی
در لا به لای پای نازک اسبها
ظریف به قتل می‌رسیدند
ما به فاک رفته بودیم
شاه مرده بود
در ردیف هشب
قطعه فلان
شب دفن بود
شب بی‌ستاره بود

 
در کارگه کوزه‌گری بودم دوش

بالاترین مراحل تنفر
خنده است
جایی از تنفر
که شما هیچ از آن نمی‌دانید

- قدیم نزدیک دبیرستان ما بیمارستان لقمان بود که همه‌ش از توش صدای هرهر خنده می‌آمد -

خنده
درست موقع شکستن اتفاق می‌افتد
و شکستن
آغاز آغاز آغاز شاعری ست
 
گربه بر نرده‌های مردن

الان
درست همین لحضه
وقتی که بغض ایستاده بر هره‌های گریه
وقتی سقوط نمی‌کند بغض
حتی نمی‌لرزد
درست وقتی
به خودت می‌گویی
"اوفتاد
افتاده افتادم"
گریه‌ای که گفته بودی افتاده
به حالت خفاشی
به سمت شمع‌ها پرواز می‌کند
ما نمرده‌ایم
زیاد سعی می‌کنیم بمیریم
اما برای مردن
نایی نمانده در ما
ما به این دلیل تلخ زنده‌ایم
که بیراهی
برای مردن در ما نیست
از چشمهای صورتی رنگ ما نترسید
خیالتان راحت
برعکس ما
مردن
برای خنده‌ها آسان است

 
چونکه گفته‌ اند
نامرد و ظالم نیست
و گفته‌ اند
آدم خوبی ست
و گفته‌اند
گفته‌اند
رحمت به
سلطان‌ برق آسمان و
حرمسرای حوری hot

به افتخار خدا صلوات

و چونکه خانه‌اش کشتی یت
و اینکه موهایش رنگی ست
و حتی رنگ موهای آنجایش رنگی‌ ست
و برای اینکه چاق است
و قرمز است
و روی لپ‌ها و گردنش کک‌مک دارد
و روی انحنای گردی butt

به افتخار خدا صلوات

خدا بالاس
خدا صریحاً توی آمریکا س
دعا نمی‌کند
اجابت ندارد
و به شدت تنها س
اگر بخواد می‌برد بهشت
می‌برد همانجا گه چارلی آنجا س
و اگر بخواهد جهنم
همانجا که چارلی باس

جانبش بیایید
و دلهایتان را
به پایش ببندید
ای قبیله‌ی من
قبیله‌ی اخلاص

 
نوشتم تا

اگه اینترنت کیری
وصل شد آخر
این شعر خیلی کیری آخر
فحش خوارمادر شما باشه

 
Banishment

نگفته بود که دوستت ندارم و گفته بود که دوستت ندارم و گفته بود که کاشکی بمیرم برات
نگفته بود اصلاً
که می‌شه مرد
اما مرد

روز
یه اتفاق سیاه سرده
که بین دو تا مردن افتاده

سال‌ها ست که نمی‌دونم
علی به امید چی
مرده خوابیده
 
Return

کاش میشد اونکه نبوده
بیاد
نرفته‌ی من رو
ببره برنگردونه
کاش
بدون اینکه
عرق کنیم خیس‌ شیم خسته شیم
تو رو بشورم بشورم
داغ شی
بخار کنی
بوسم
بگی علی جونی
کاش دریای دنیا
ما رو
- غمای دنیا رو -
برده بو با
بارون می‌اومد
شسته می‌شدیم سمت دریا
نفس‌زنون کنار دریا
کون برهنه تو بود از من
یه سایه چشم رو دراور بود
که اون هم
بعد گریه از پلکهات شسته بودی
 
Leviathan

خدا
برا خودش
یه نهنگ خیلی بزرگ بود
که استخوان‌های‌ مفتخرش
توی ساحل افتاده

- شما که صلیب‌بیاری
صلیب من رو بیار آقا عیسی
شما که قشنگی
بوری
بازم برام
شراب و دوست‌دختر بیار آقا عیسی
شما که لختی
عوری
برام یه کشور بیار آقا عیسی
که توی کوچه‌های روشنش
اذان و لاس‌وگاس داشته باشه
به خدا بگو
بگو من
مثل شما من
نهنگ تنهای آسمونام
نه می‌تونم بمیرم
نه می‌تونم یه جای سرد
برا خودم آروم بگیرم
نه کسی
نگام می‌کنه از پشت پنجره وقتی
از کنار بیلدینگ آفیس مردما رد می‌شم

بگو مردم منو
زرد
از باله‌های بزرگم شماره گذاشتن
مردم منو زرد
رو صلیبای لاغر
تنها گذاشتن
آبی غمی که ندارم داره
داره بد می‌سوزونه من رو
دلم میخواد بمیرم
دلم میخواد
هیچوقت نمیرم
می‌خوام
تموم زنای عالم لخت
بگردن مدام توی خونه توی بارون
تنها بذارن من رو
گفتم
بیا آقا خدا من
بد تو رو گاهی دلم میخواد

چکش
به دریای سرد نگاه گرد
دید دریا
موج داره اما
موج آخر دریا
لامحاله بخ بسته

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM