دلم را زد
جهان دلم را زده است
و باز من باید
برای دویدن بوزینههای کرستپوش
در میان آبپاش و چمن
کسشری تازه بنویسم
باز باید از
عبور عرق از کشاله
و عبور زن با
عرقهای خشک از خیابانهاش
ؤ تراشیدن پشم
از اصرار فمی که نیست
بر نتراشیدنهاش
نامه بنویسم
همه چیز جهانم غم
و هیچ چیز جهان من را
بایذ از جهان مصر بر
تنفر بیشتر بنویسم
[+] --------------------------------- 
[0]
به هق هق عادت دارم هو
و این تبرزبن ریز را برای بریدن خودم خریدهام
- توی راه دستهام
چشمم افتاده
هاج و واج خندههام
دماغی که مثل مستها
روی آنجات گذاشتم
و گیسهای بلند کاهی تراشیدم
مرتب
درست
در کنار مزراع کله جا به جا
توی باندلها ست -
به هق هق عادت دارم هو
شمایی که نمیشناسم
و مثل آلمانی
- تیم ملی آلمان -
شما که تیر خوردهای
کیر خوردهای
شما
هستهات کجاست؟
تاریخ را
چرا برات
اینوری مینویسن؟
ایمان بنده را کجا گذاشتی؟
چرا لحظات بیدلیل برای تو آرامش دارد
کجا کجا
مرا کجا گذاشتی مرا؟
ولی مرا؟
مرا؟ چرا مرا؟
[+] --------------------------------- 
[0]
عاشقی با تو
عین نوشتن داستان رو دریا ست
- جا زیاد دارد
ورقزن دارد
زن دارد
پر از صدای موج و ماهی هاست -
من با تو حرفی ندارم
چیز اضافهای برای گفتن
وقت اضافهای برای جفتن ندارم
عاشقی با تو
زنگ میزند به من گاهی
احوال من را میپرسد
و بین حرفهام
گوشی را میگذارد
عاشقی با تو
آدم نابابی است
با تمام میدان انقلاب حرف زده
دوست شده با همه برادرها
و تا قبل زنگ زدن به من
اصلاً از من عصبانی نیست
عاشقی با تو
هیچوقت نمیداند چرا به من زنگ زده
چرا از من پرسیده
چرا از اینکه جوابی
عاشقی درست وسطهای خودش
صبر میکند
و از من میپرسد
[+] --------------------------------- 
[0]
جررومینو کی بود؟
وقت دنیا خیلی کم بود جررومینو
وقت دنیا کوچیک بود و کم و تنها
شراباشو خوردیم
دور آتیش کوچیک و بزرگش رقصیدیم
- حتی اگه از سقف طویله بود -
قزلآلاشو همه رو از رودخونهها بردیم
- دادیم
دخترا پختند
ما
از جونشون خوردیم -
با تمام اسب و الاغاش رفتیم اسب سواری
تو تمام جادههای بازش رفتیم
هر کجا که رامون دادن
دست دختر رو
گاز سفت گرفتیم از بازو
بازوی خوب با
قلب پرندههای اساسی
توی سینهمون
- توی سینههاشون با -
فکرای بد توی پیشونی
- همونا که خودت
دربارهی همونا که میدونی -
ما به گای سگ رفتیم جررومینو
وقتی حواس مواس نبود
به گای سگ رفتیم
خوانندههای عزیزمون رو ول کردیم
تا با هم علف بنوشمد
عینکمون رو روی میز ول کردیم
تلوزون ببینه
پاهای روی هم افتادمون راحت
جوش خورد به هم
پیپ گنده به لبامون چسبید
مثل موج توی آب
محو شد هر چی نوشته بودیم
مردای معروف دنیا که رفتن
- دنیا
جای رفتنه دنیا گفتن
کاغذای بزرگو توی پوشه منگنه کردن
گیلاس ریزی به هم
دینگ و بای -
چراغا رو که بردن
غیژ
غیژ
غیژ
حسرت طلایی تلخموز
هنوز روی نع نو بود
حسرت شرابای نخورده
شعرای نگفته
- این همه همه دختر
چقدر زیاد بود دختر تو دنیا -
دخترای شمارشون رو نگرفته
از ما هنو جررومینو
هنوز از ما
یه حسرت طلایی سنگین
تلخ
تو سیاهی دنیا بود
[+] --------------------------------- 
[0]
خیلی خسته ام از دنيا
و احتمال آنچه گفته بؤدم زیاد میشود مدام
و راستش مداومت درد را به شدت اف
روی درد زون کرده
خیلی خسته ام از دنیا
رد می
شوم ولی دنیا
کلاغجغد
روی عر موش لرزون
زون کرده
[+] --------------------------------- 
[0]
بچههاااااا مواظب باشییید...
و رفت...
توی رگبار برگهای پاییزی
از آسمان بهشدتنبارنده
رفت
- آفتاب هم
میشود که رگبار داشته باشد؟
تختخواب هم
میشود که آبشار داشته باشد؟
و من آرام
آرام جیغ کشیدم
"موفق باشیییید
موفق باشییییید"
نگاه کردم
بر دوایر تلخی
که قدم برمیداشت
و هی مدام
کوچک و کوچکتر می
مردم آمدند
توی صحنه شلوغ شد اما
مردم آمده بودند
- صحنهها که بین ما
همیشه شلوغ است و تو
اکثراً درآن
نفس نفس جیغ و داد میکنی -
مرد همسایه بود
مرد سبیلدار کوچکی
میگفت
این صدای جیغ چیست که شبها از خانه شما میآید؟
دست دادیم
خندیدبم
گفتم خیالتان راحت
دیگر از خانه ما
صدای جیغ جیغ نمیآید
گفت من صاحبخانه شما هستم این خانه مال من است شما خانه ندارید
گفتم
تذکر خوبی بود
بعد پرسیدم
ببخشید شما جیغ کشیدید؟
[+] --------------------------------- 
[0]
عباس
عباس جان
با خبر باشید
در فلات گمنامی
کوهی
جادهی کوچکش را گم کرده
یا رویم به دیوارتان
جاده پستی
توی کوهستان
فلاتی را
از کوهش کرده
الغرض در ژاپن
هنوز برف میبارد
توی گیلان
- کمی کمتر -
باران
اصغر
کان گرفته
اسکار گرفته
دوس دختر جدید گرفته
اقامتِ با
مدت مدید گرفته
و اینکه جعفر
با جادهای که یادش
داده بودهاید
فرانسه را
از کان کرد
و مردم تهران
بیامان
توی جادههای دردناک
دنبال راه مردن میگردند
عباس
عباس جان
خبر داشته باشید
- چند بار
به دقت امتحان شد -
مردن آسان نیست
مردن
اصلاً آسان نیست
[+] --------------------------------- 
[0]