Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
می‌شود

Dennis Stock  USA. California. 1955. James DEAN and Natalie WOOD, during the filming of "Rebel Without A Cause." 


بله می‌شود خیالات تو
در پشت ماشین بنشیند
به خانه بیاید
و با حماسه‌های‌م بخوابد
بلی می‌شود ولی
هیچ رویایی هرگز
از حماسه بچه‌دار نخواهد شد
حماسه
برای عاشقی تلخ است
و رانندگی نمی‌داند
 
و رستمی
شغاد لازم ام
بدون هام‌های او
و داستام‌هام
میان نیمه شب
و حیدری
و رستمی
و یوسفی
به چاه لازم ام
ارادتی به ماه روی چاه‌ها
افاضتی برا کلام‌ها
و بی‌خیال
بی‌خیال
بی‌خیال دام‌هام
جهان طر است
و سرنوشت دم‌دراز ابتر است
و ماه 
لاغر است و
مست
گریه می‌کند مدام‌هام اوهو
اوهو
اوهو
اوهو
 
جهان خزعبلات مبهم است
پر از ایمپلنت‌های دور دست‌نیافتنی
و ساعات یلخی قدم زدن
میان خیابان انقلاب
و اینکه آنچه گفته‌ای که بوده است
نبوده است
و آنچه گفته بوده‌ای که می‌شود
نمی‌شده
جهان میلانی است
که درشکه ندارد
که معجزه ندارد
کاردیناله ندارد
- کاردیناله در فرانسه است
همیشه وقتی میلان ای
کاردیناله در فرانسه است
و وقتی فرانسه رفته باشی
میلان شهر بسیار زیبایی است
و در تهران
تمام شهرهای جهان
کاردیناله واله و
زیبا هستند -
جهان
خزعبلات مبهم است
پر از بچه‌هایی که
از زیباترین شکلات جهان
سکه‌ای کم دارند
و مردانی که
از زیباترین زن دنیا
اتومبیل کوچکی

"آه ای اسفندیار مغموم"
و دوباره بعد تیر خوردن‌ش
"آه ای اسفندیار مغموم"
 
حدیث بی‌تفاوتی ماهان

و این خدای بی‌هدف
مدام می‌زند صدا...
 بوگو
نمی‌توان نمی‌توان
گدازه‌ای
سه پاره گشت آدم از هم و
نه داستان تازه‌ای
نمی‌شود دوباره گفت
همان حدیث مرده و گلوله‌ها
و دفن مرده‌ توی چاله‌ها
و این‌که ای برادرم
ادامه داره‌ ها...
و این‌که پرچم‌ت
- که پرچمی نداشته 
دلیل داشته
گشنه بوده و
همین گرسنگی...-
و روی آسفالت
 روده‌ها
پاک پاک
جوان پاک 
نان نخورده‌ها
و خون فقط
و چشم‌ها
ویکه خورده نان
روی آسفالت‌ها نبوده‌ ها...
نمی‌توان نمی‌توان
سه پاره گشت آدم از هم و
داستان تازه‌ای
نمی‌شود دوباره گفت
همان که قبل
لاله‌ها ژاله‌ها
ژاله‌ها لاله‌ها
گلوله‌ها
رفت‌ها
نفت‌ها
روزنامه‌ها
و در سرم
خدای شاعران مدام
صدام می‌زند که باز هم
بوگو بوگو علی
بوگو
 
به چشم‌هام نگاه کرد و گفت "مثل دیگران ابله باش بگذار هیچ‌کس مرا نفهمیده باشد" گفتم "چشم" خم شد گریست و وقتی که گریه‌اش تمام شد زیباترین مرد دنیا بود

 
در ستایش حشرات

نگاهبان دریا اجبارن ماهی را هم نگاه می‌دارد
و هر که از دریا وارد شد
نهایت پروازش دنیا ست
نهنگ پرنده نیستی عزیزم
ماهی پردار ای
زنبور
بهتر از تو می‌پرد
عسل هم دارد
مهم است
مرد شاعر
تعسیل داشته باشد بر دنیا
انعطاف
مثل زیبایی
برای جنده لازم است
و جنده‌ی خشک
به مرور سال
واز دردناک و فاطی لین ست
آدم باش
متخلص به نام تنها
نه این‌که تنها
خلاصه‌ی آدم
جهان را رعایت کن
و در حوالی جهان بچرخ
چند روز
فروج و تفرج کن
بعد گاهی
من باب پرسه
در غایط جهان
 بمان
عنی بمیر
زیرا که قهوه‌ای بسیار
‌از سیاهی شب حتی تر
اهل این دنیا ست

پشه‌ای
مثل باد
سوی ماه تاب‌ها پریده بود.
 
حقیقت
نسبت به رویای من
کابوس ملایمی بود
باد داغ می‌وزید
و بی‌شمار صدای خش‌خش
در حیاط بود
هر بار 
که توی حوض 
ماهی به هم کشیده می‌شد 
بیدار می‌شدم
هر بار که ماه
پرده را پس می‌زد
سیاهی
اتفاقی روشن بود
و زمین نمی‌دانست
دور چی می‌گردد
بعد تازه برف آمد
بعد تازه گرگ‌ها
نفس زنان
روی برف‌ها
زخم عمیق کشیدند
و جهان از مهتاب آکنده گردید
بعد تو آمدی
با همان بوت بزرگ سیاه
یا بوتی سفید
 

جهان
فریاد می‌زند بمیر
و از قبرت دیگر
باز نگرد به دنیا
- توضیح می‌دهد
که تعداد مردم زیاد است
و واقعن
برای
روح لطیف جایی نداریم -
جهان فریاد می‌زند بمیر
و همین فریاد است
که از مرده‌های لاغر تنها
زامبی می‌سازد
چوب بیس‌بال‌هاتان را بردارید
مرده‌ای دارد به دنیا بر می‌گردد

 
دریا 
با چشم‌های اشک‌آلود
پیرمرد را نگاه کرد
و گفت
"دوست داری برو و مثل یک سگ چرب
در منهتن بمیر
دریا تنها نمی‌ماند
کلی آدم‌ هست
صبح‌ها برای ماهی
ظهرها برای شنا
شب برای دنس
اصن دوست داشتی برو
برای کس‌کش همینگوی
نوبل نوبل
پولیتزر بشو
من بوکر بگیر...

ولی جای پیرمردها
در دل دریا ست"

و به قلب‌ش اشاره کرد توی قطب
که صخره‌ای شکسته بود
و با موج‌ش اندوهگین
روی قلب‌ش کوبید
.
پرنده فریاد زد
 ناگهان باران بارید
و در میامی
تمام ابرها 
شکل پیرمرد لاغر گرفتند

 

همین که زیبا هستم
برای ارغوان حساسی مثل من کافی است
کمک کن کفش بپوشم
- کفش خیلی مهم است
به قدر کافی خمیده‌ای
به قدر کافی تنهایی
به قدر کافی پایینی
به قدر کافی شی زیبای توی دست‌هات 
برات مهم است -
کفش پوشیدن تنهایی سخت است
برعکس تنهایی
که برای امثال من آسان شد
-  این‌که
اگر بخواهم می‌توانم
توان من را
برای تحمل و تحمیل تنهایی
زیاد می‌کند
می‌شود گوشه‌ای بنشینم
به این فکر کنم
که داری به تنهایی
درباره‌ی قوزک زیبای من 
رویا می‌بافی
و دست‌های گمنام‌ نشسته‌ات را
در جستجوی بوی چرم
سرچ می‌کنی -
و من بی خیالانه
پایم را
در هوا می‌اندازم
صبر می‌کنم
تا ابله‌ها
پا را برام 
در هوا گرفته توی کفش گذاشته
خاضعانه بیاورند

 
بگو که طرف عاشق پیری بود
که از زمان بچگی 
تخم‌هاش
چروک داشت
همبرگری ذغالی
بدون سس
با خیارشورهای لاغر تیره
و دستهایی فهمیده
نوازندگان چنگ
بگو که طرف را
درست
می‌بینیشناختم
دماغ بزرگی داشت
و حسرتی بزرگ
که علی‌رغم مردن‌ش
هنوز زنده است
قاچ‌دار قاچ‌دار
 
نامت ملیحه نیست
ملیحه تنها
جمله‌ای خبری است
که مغروق‌های سخت گیر
راجع به لبخندت
با دریا می‌گویند
دوران شاعری گذشته
- جهان تنها ست
تنهای کابوس‌های تخت
جنگ‌های بی‌دلیل
و لبخندهای ملیحی که
غرق‌ها
از اتفاق‌‌شان گذشته است
مردهای تلخی که
هر چه هم گذشته از دریا
لابلای دوایری نصفه در دریا
 گیر اند -
نامت ملیحه نیست
کس کش
نام‌ت ملیحه نیست

 
آن چهره‌ی بی نقص که یارم دارد
آن گیسوی خم که در دل خم دارد
رودی است  که برده از بر مادر Kid
یادش ز خدا نیست که  RAM کم دارد

 
اول بگویید
"درخت گیلاس روبروی در 
شکوفه داد
گیلاس داد
خسته بود
و برگ برگ
با باد رفته است"

و در ادامه روی قبرم بنویسید
"مردک الدنگ
دختر خوبی  بود
و الان این زیر
چیزی به جز استخوان‌ش نیست"

 

من را نمی‌خواند
و غزل‌های سرخ من
چون کفل‌های راهبه‌ها
ناخوانده می‌میرند
من را نمی‌خواند
ومرگ مثل کهیر
ناخن صورتی رنگ من را
از خارش
خسته می‌سازد
روزی می‌میرم
و هر چه توی مرگ راه می‌روم
کسی از راه رفتن مرد هرزه
walking dead نخواهد ساخت
 
روزی می‌میرم
و توی موزه‌ی یادبود من
تمام زنگ‌های بیشمار میسد کال مرا
و توی موزه‌ی تو
کنار نمونه‌هایی از عضلات شقیقه
کنار کشاله‌ی صورتی‌رنگ آهو
بغض‌های مرا
نگاه می‌دارند
تمام خشم سرخ مرا
توی تانکر می‌ریزند
تمام کرکری که با نهیب‌های تو
mute گردیده
نگاه می‌دارند
بعد روی قبرم می‌نویسند
علی‌رغم حرف‌های دوست دخترش...
-اگر چه خانم معروفی است-
بعد بین قبر من
که جای فقیری نزدیک هاسپیتال لقمان است
و قبر تو
در مقام شامخ دولت ظهیر
چیک تو چیک فروغ
دیوار و لودر می‌گذارند
سیم برق می‌کشند
ذغال و آتش می‌ریزند
سبیل و شات‌گان می‌گذارند

روزی می‌میرم
و طبق وصیت تو
مرده‌ام حتی
از تو بی‌نصیب خواهد ماند
 
ببین که در طلبت حال مردمان چون است

مثل دوس دختر سعدی
بوس می‌دهد
و دست می‌دهد
 ولی بابا
احساسی طاهرانه می‌گوید
که عاقبت تلخ‌م تنها بی
لخت
با شورت پاچه‌دار
مثل دوس دختر حافظ
با تاپ و 
برقع بنددار هرگز / ناگشاینده
با خون و مردم چشم
و مردم ابله
 که دست روی شانه می‌پرسند
"چرا گریه می‌کنی بچه؟
چَرا....؟ چَرا....؟"

 
هشت و نیم

مادرقهوه
قهوه هم نخوردیم
فقط سالاد و سوپ رقیق
- مثل کارگرهای معدن
عین مردهای ریش‌دار اخمو
گاهی
خنده‌ای
 جوکی به کنایه -

کافی‌شاپ آتش ندارد
قهوه‌ی گرم داشت ولی با کوکی
- گفته‌اند در هوای بارانی
قهوه می‌چسبد -
ولی
مادر قهوه
ما حتی
قهوه هم نخوردیم





 
سمت ما
شب است
و ما به شب
عجیب
اعتماد و عادت داریم
دست‌های ما شبی است
لبان ما شب است
و در کنار چشم‌های ما
 خارشی لطیف با
قی از شب دارد
شب
 توی ما بغض می‌کند
گرم می‌شود
ابر می‌شود
 برق می‌زند
نم نمی‌زند

 
حالا بگیر برگ
یا بگیر برف
سرما
کاری به حرف‌ها ندارد
رفتن همیشه هست
صبر می‌کند
و وقتی که انتظارش را نداری
از جایی
میان برف
یا برگ
ها / گلوی آدم را می‌گیرد
"زود باش
خوابم گرفته
 حرف دیگه‌ای اگه نداری"

 
"نرو به ساحل"
شاعران به کودک گفتند
"چون هر حقیقت دردی است
و هر دریا
لبریز از حقایق است"
و کودک
چاره‌ای نداشت از دریا
و نهنگ چاره‌ای نداشت از ساحل
و شن
تقاطع داغ حقایق بود

 
"درختی که گرگ باشد
مثل من
دونده باشد
و شعمدان هره باشد
و هر چه باد
صاف روی تپه ایستاده باشد
خلاصه این‌که بهترین درخت‌ها
زفت‌ترین درخت‌ها ست"
.
پیچک کوچک 
سکوت کرد
سکوت کرد
و گرد جان‌ باغ‌ها جوانه شد


 

بهار باش و تلخ
با درخت‌ها بمیر
و وقت مردن
به حرکت کلمات ناتراشیده
صدای خا و قاف
در ترنم زبان دیگران دقت کن
ببین حرف‌ها در زبان درخت‌ها
برگ می‌شوند
موج می‌زند جهان به سوی‌ت
و با نوک زبان
انگشت‌هات را لمس می‌کند
و دور می‌شود 
و باز می‌گردد
و دور می‌شود
و باز نمی‌گردد
چون تو
سال‌ها ست رفته‌ای
بهار باش و تلخ
در کنار باغ‌ها بمیر

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM