Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 

کنار من
تن‌ش تمام
تمام هام تن‌ش با من سخن می‌گوید
جوی‌بار سردی انگار
در مرور سنگ‌های تحلیل رونده
آهوی لاغری انگار
از گلو پیچیده لابه‌لای شیری 
مار سردی انگار
یچیده بر مار سردی
اختیار تن‌ندارنده
ماری در نهایت بی‌ماری
فشی از شادمانی لرزش‌طور

- خدایا خدایا
چه حد ه دوست‌ش می دارم

 
دیری ست ولد
سر به بالین گذاشته
و خان شکرفروشان
 پاساژی از شاپ‌های نا‌کافی است
حوض آب ندارد آقای تبریزی
تغریق افکار پوسیده آسان نیست

 
شغال‌ها
جیغ می‌زنند
در تمام بوته‌ها
ولی
خورشید
دارد آرام غروب می‌کند از تو
پیگیر و مضطرب احتمالن ماه
به تو سر خواهد زد
جغد خواهد آمد
نگاه متفکر خواهد
گرگ صورت
خواهدن کشیدن بر تو
چک کند که حتمن زنده باشی
اما
عشا نزدیک‌تر شده
سگ نفس می‌زند هنوز
ژولیده پولیده و نادان
و دیگر تا رفتن
فقط
یک های و یک لنگه دمپایی است
 
قسمتی از خیابان ما نیست
جای روشنی بود
آفتاب داشت 
راه می رفتم آنجا
دختر بود
کتاب می‌خواندم
شعر حماسی می‌نوشتم
تکه‌ای بود 
مثل هر جای دیگری که حالا نیست


 

کسی که با من خوابیده 
امشب است
امشب است که گرم
موج می‌دارد بر
و بر صورت آدم
پلکهام را
با نفسهای‌ش مرور می‌کند
شب است جای تو
که اسلیم و اسمارت
برهنه در برابر من ایستاده
با نگاه سرد مغروری
و با نگاه مغرور سردی
و با بی‌قراری مداوم رفتن
مثل این‌که جیش داشته باشد
می‌لغزد بر من بی‌تاب



 

فکر می‌کنم عاشق ماندن یک توانایی ذهنی است ولی تقلای برای این‌که دیگران بدانند عاشقی ازقماش امراض است با مرض زندگی کنید و بمیرید عاشقی واقعن ارزش مردن دارد
 
خواستید مرا بکشید
من در لباس حریر صورتی
و آونگ حلقه حلقه‌ی گیس
و شارش جویبار حرف‌هام
خوابیده در میان کلمات‌م هست‌م
معصوم
پاک
بی‌خیال
آسوده
شادمان

مثل شیطانی در جهنمی

 
گرگ
ماه دونده می‌خواهد
اصلن تو دویدن می‌دانی؟
اصلن تو می‌فهمی جست
از میان بوته‌ها
و سریع‌تر از
تمام خرگوش‌های سفید جهان بودن
یعنی چه؟
تو اصلن می فهمی
سنگ نبودن
و مثل چیزهای دیگر بودن یعنی چی؟

کوه آرام
دندان‌ زرد بیشمارش را
قروچه می‌کرد
کوه آرام
چشمه طور
از فراز شانه‌های خودش می‌ریخت
 
و غرق خواهی شد
و رمق آرام
از باله‌های لاغرت خواهد رفت
عینهو گیاهی که آفتاب نداشته باشد
و اسب اسب
کشته خواهی بود
کوهی از نفس
و درد و جنازه
که باد می‌کند
بو می‌گیرد
انگار نه انگار
در همین دشت ورجه می‌کرده
چرا رفته‌ای به ساحل نهنگ؟
چرا مرده‌ای به ساحل؟
 
لنگوته بسته
خرس سفیدی نشسته بر یخ
و رفتن ماه را
قروچه می‌کند

- لنگوته
لباسی جنوبی است
و قطب
جنوبی ترین  جای دنیا ست
و ماه
 هنگام رفتن
از تمام تابستان
می‌شود
 سوزنده‌تر باشد -

و ماه آتش آبی
که کونی بزرگ داشت
دست توی دست ابرهاش
رفتنده و تکان‌دهنده
می رود به سمت شمال
و خرس لنگوته‌بسته‌ی جنوبگانی
می‌تواند تنها
نقطه‌ی سفید بی‌جا
در سیاهی دریا باشد

پرنده های سیاه رنگ زیادی
کلافه از سرما
جیغ می‌کشیدند...
جهان در ملالت
ملامت  کشیده بود...

 
عالی
عالی
عالی
علی عالی است
خوب شمشیر می‌زند
زیاد گریه می‌کند
تنهاست
تمام مومنین تنها هستند
و در تمام تن
جای شمشیر و ضربت دارد
علی
عالی است
خلیفه
 هست
امام
هست
رغبت زیاد در نماز شب
 دارد
حدت کافی بر فضائل روز
نگین ارغوانی محکوک
هلال آبی مخصوص
ذوالفقار کذا
اسب کذا
جهاد کذا
علی از جهان چه کم دارد؟
آم‌م‌م...
علی از جهان چه کم دارد؟


 
در دوردست‌های تن‌ام
تکه‌ای دردناک هست
که اگر کندمی
جان‌م آزاد می‌شد از خودم
در دوردست‌های تن دردی هست...
در دور دست‌های تن دردی است...

در دور دست‌های تن‌ام دردی است
زخمی
بر دستی 
که ندارم یا
دستی
کشیده بر سینه‌ای که ندارم یا
آلتی
به اهتزاز در
به حالی که ندارم یا
ابر دردناک بنفش پابرهنه‌ای
به اینکه نبارم یا
فرو بروم در خود
فشرده شوم در دردی با
اشک‌های خودم که‌نگار
نمی‌نخواسته‌ ام که باشوم هرگز

- سلام
 خوبی؟
اوضات میزونه؟
از پروژه چه خبر؟
چه‌کار می‌کنی داری؟

عالی
عالی
عالی
در دورهای تن‌م دردی است...




 
اشکال

مثل دخترکی
پابرهنه دونده
که غمگین‌ترین غروب‌ها را
فریبا می‌سازد
عینن تخنه‌ی باد
برای ظریف ظریف
تپه‌ از شن را
آفریدن
مثل پراش فروتن شن
از دستهای باد و پای برهنه‌ی دختر
بی‌تاب
زنگ زد
حرف زد
حرف زد
حرف زد
حرف زد

- به تخنه* اشاره‌ی لطیفی کرد
گفت
 اصل‌ش یونانی است
فلاسفه بسیار می‌گویند
تو باید به جای ودکا
اهل فلسفه باشی
بعد مثال زد
 گفت
تمام آدم حسابی‌ها
اهل فلسفه بودند
خودش اهل فلسفه بود
عجب هیکلی هم داشت -

* "Techne" is a term, etymologically derived from the Greek word τέχνη (AncientGreek: [tékʰnɛː], Modern Greek: [ˈtexni] ( listen)), that is often translated as "craftsmanship"

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM