Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
من را نکشید
نبرید
من را به طاق نکوبید
من از ج

 
کوه از کمر شکسته

تو مردی
و دیوارهای سنگر 
پر از جای پای پروانه شد
پروانه‌های فراری از مرداب
که مثل تو
محتاط و لاغر و زیبایند
تو مردی
ملافه مرد
و زیر پیراهن مرد
و خنده مرد
و من دیگر
 به جز گریه در کنار مجنون
 کاری نداشتم

 
پارک کردن لاله‌‌ها در کنار قبرها
و دل بستن به آتشی
که نگاهبان آن ای
بیرون غار
سیاهی چیزی ست
و خش‌خش آرام چیز دیگری
نعره ممکن است صدای فاخته باشد؟
یا پرنده‌ای؟
خش‌خش زنی؟
بیرون پنجره جنگ است
(تبلیغات)
بیرون باران باریده
سنجاب باریده
گلوله باریده
رنگین‌کمان شده
خیلی‌ها مردند
ولی پیروز ایم
(پایان تبلیغات)
مردن پایان تبلیغات است
بودن تلخ اینکه
نباید نمی‌توانی
و در نتوانستنت
یک اتاق شعر لال
به تیر بسته از ابروست
در سکوت ابتلا است
توی move ابتلا ست
و تحمل مداوم درد
ابتلا را
آسان نمی‌سازد
توی غار خرس آشنا
صورت به صورت تو ایستاده
نگات می‌کند
- دلا چه خورده‌ای در دوش؟
با شب چکار داشتی؟
داستان خربزه چیست؟

 
تا کوچکی
تا دستهات کوچک ست
و تا همین کاپشن آبی کذا را داری
تمام ایران مادر تو است
برات چیزهایی می‌خریم در حد‌ وسع‌مان
و بیشتر
و این بیشتر
مثلاً جان ناقابل خیلی‌ها ست
پستان خیلی‌ها ست
برای تاپ تاپ دست

- رودم رودم رودم
همین بودم؟
کی مرده راستی؟
کِی بوده راستی؟
امروز بو یا دیروز؟
درست یادم نیست

خلاصه هوایی داری
بعدش
تویی و اینکه مادرت مرده
و تکه خالی تلخی
توی سینه ات
که مثل قبر است
مثل قبر غمگین است
و مثل قبر اسکلت دارد می‌ماند
درست در ابتدای گلو
زیر حنجره
جایی که با آن دیگران
نفس می‌کشند
نفس می‌کشند
نفس می‌کشند
نفس می‌کشی
سالها نفس می‌کشی هم تو
و در هر نفس
مرده‌ای احساس می‌کنید

 
«نخندید بچه‌ها!»
یک روزی مردم آن‌که مرا کشت می‌کشند
بعد تمام این جنازه‌های پیاده
بیدار می‌شؤند
یخ می‌رود با باد
و غم
توی باد
فریاد می‌شود
روزی اشتیاق کشتن هم
می‌رود از درون شات‌گان
از میان خاطرات جنازه
و جهان زیبا
خیلی خیلی زیبا خواهد شد
و بر اشتیاق هر درختی
پرنده‌ای
«برای...» گلوی هر پرنده‌ای آواز
روزی
رنگین‌کمان لمسی
مثل رودخانه‌ای شادمان
در میان طبقات اول ساختمان‌ها با لبخند
شیشه‌ه‍ای شکسته را عوض میکند
با بوس
-بوس!
زیرا بوس
ابتدای رنگین‌کمان و ترانه است-
زخم خوب می‌کند
با بوس
چشم شفا می‌دهد
با بوس
دست شکسته شفا می‌دهد
و پیرمردهای مبارز را
با سبیلهای زیبا
نجات می‌دهد
روزی بوس
درختها را از بدبختی‌
مردها را از فریاد
و زنها را از اشک
و هوا را از دود
و گربه را از سگ
و روزی حتی بوس
سگ را نجات خواهد داد
از قفسهای سیمی ساده
بعد فریاد می‌زند
"ای کاش من
دولت فخیمه‌ی زیبا
نبودم
ولی نیکا بود
او تا بدین حد زیبا ست"
من تا بدین حد زیبا هستم

 
گربه‌ها را به شاخه
دار زدند
و شهر پلید
پر از درخت گربه شد
پر از مردمکهای خشمگین
که هر غروب
مثل آفتاب طلوع می‌کردند
و پنجه‌ها که
بادها و سایه را....

گنجشک‌ها را به دار کشیدند
و شهر
پر از زبان تازه شد
زبانهای خیلی سخت
زبانهای باکلاس
فرانسوی
آلمانی
براهنی
و گنجشکهای گم‌شده
گنجشکهای حلق‌آویز
با خودآموزهای زبان و چشمهای بسته
پانزده به سالگی
کتابهای لاغر را
به سینه بندهای خالی فشرده
دویدند

کودکان را به دار زدند
و پیرزنان گریان
پیرمردهای خوشگل را
بسته در ترمه‌ی بردبار
قنداق گرفتند
تاریخ سرکج افسوس
برنامه
دار بود اما
سگ
ارزش طناب ندارد

 
گفتم کسی از من نرفته
تشنه بودیم
بچه‌ها
دبه برده‌‌اند آب بیاورند
و صحرا هم
تنها نبوده
صحرا همیشه با ما بوده
و تمام چاههای کویر
از دالان تشنگی به هم وصل اند
گفتم
«ما نیز...»
و اگر باران نیاید انشالا
تمام درختها برگدار خواهد شد
آب چاه خواهد جوشید
گاو صاحب هدفون خواهد شد.
پروانه هواپیما
اسبها پورش
و نبود گندم هم
دریا بارید
کل داستان عن شد

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM