Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
عاقبت
زمهریر مجسم
سرمای خشک ناپدید‌کننده
شب‌پر را از سر رهاتر خواهد کرد
جهان از پروانه‌های نابینا
افزون خواهد شد
و افزونی از پروانه‌های نابینا
شاعر را کم سخن خواهد
آخرش باید
مرتیکه‌‌های تابلو را
از دوباره خواند
و محمد را
و پروانه را
و جعفر را
و معصومه را
با بغض تابلو
با دهان بسته
از دوباره خواند
چون مردمان خواننده
گفتن نمی‌دانند

 
Fantastic

یا مرغهایی شبیه پنیر
روزی دوباره قرمز
مد خواهد شد
و دستهای مرده‌ی تو
دور گردن مردمها ست
روزی‌که دیگر
تو نیستی
جنگل نیست
بوته‌زار نیست
ولی مردم
هنوز هم هستند
و دمب‌های قرمز سنگین را
مابین روزهای برفی
شانه بر شانه می‌کنند
 
کٓره

به دنیا رسیدم
زارپ در میانه خاور
با گیسوان مجعد خاکستر
و خنده‌ی بلند توی چشم‌هام تر
و تابلو ست
بربری و خامه دوست داشتم
و رفتن با دوچرخه در کنار دریا
و دوست داشتم
اسم باکلاسم را
دنیا بداند
دختر بداخلاق دوست داشتم
کباب بزرگ دوست داشتم
و دوست داشتم کلاً
چراغ خانه‌ها
بزقولک رنگین
چشمک و درخشان باشد
و دوست داشتم
خوانده شوم
خوانده گردم
خوانده باشم
تا نهایت خط نخوردگی
ولی
مرا برای ساچ‌هام کشتند
به خاطر تی‌شرت‌های خنده‌دار
مرا بدون دلیل کشته‌اند
مرا بدون دلیل کشته‌اید
و این بدون‌دلیل‌مردگی
معنای زنده بودن شاعرها ست

 
دریایی نیمه
با موجهای نیمه
و نیم دایره‌ای
که مردم ماه
صدایش می‌کردند
 
من اصلاً روباه ام
روبان دارم
دمب قرمز
و واحدم قلاده ست
من اصلاً ماه ام
ماه روباه
ماه گرگ
ماه پلنک
و کوروش یغمایی برایم آلبوم دارد
ابر می‌آید
ستاره می‌‌آید
و از پس
شب
کامل می‌باشد
عشاق طاق و جفت
زنهای با طاقت
تو هم هستی
همیشه یک تکه از زنان جهان
تو هم هستی
روباه را نگاه می‌کنی
که دمب دایره
یک ماه را پر کرده
ماه دیگر
خواسگار تازه با
کشتی تازه می‌آید
با ماه تازه
روباه تازه گرگ تازه
گیتار تازه
بعد روباه سرخ می‌آید
در جزیره‌ی تنهایی
در کنار خانم دانشور
در کنار جنازه‌ی جلال
صدا می‌کند
رویا رویا
و در چراغ خاموش
کنار نور خودش می‌نشیند

 
پوکر

عکسش
برای آدم
ودکا می‌ریزد
و یک‌نفس آدم را می‌رود بالا
و بعد جور تلخی می‌گوید
«پوف...»
و می‌گوید
«آذرجون این ماهی...»
و روی ماهی
و برای ماهی
خیلی نرم
آبلیمو می‌چکاند
نعنا می‌گذارد
و می‌گوید
«راستی پریچهر دیشب...»
مرد مرده بعد
یاد پریچهر مرده می‌افتد
یاد هادی مرده
جلال مرده
نعمت الله مرده
یاد نعمت بدون جلال
مرده‌های امسال
همه بدون جلال
چیزی از مردن
کم دارند
انگار کوبیده را اسلامی
بدون عرق خورده باشی

 
"که تاخته دیرگاه
از میان باد و شب؟
که تاخته؟"

 
و مرد مرده
تکه‌ای بریده از قلب دریا بود
با رنگ واقعی
شمال
بدون جنون شرقی بیهوده
کاملن
بوی ماهی‌دار
اسب‌دار
جلبک دار
و دریا
تنها تکه ای بریده از قلب پرنده بود
هفت هشت و
موج دار
اما موج
موج اما
اما موج

 
صداقت بود
و می‌گفت
"راستش..."
و راستش در صداقت هم
صادقانه صادق بود
صادق
مرد خوب چاقی بود
کمی فربه
و می‌گفت
"راستش..."
و بعد راستش چیزی نمی‌گفت
اولش که دفنش کردیم
سر صدا می‌کرد
یکی دو تا که بیل خورد
راستش

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM