Persian based weblog dedicated to literature and cultural interests author prefers to be called as Ali Chelcheleh if you are not inranian try my ENGLISH SITE 

 
  صدای بال چلچله ها ابرا رو برونه یه روزی
 

 
 
 
و تلخ
و اشک‌آلوده
فهمیدیده ماهی
که دریا با ماهیگیر
نمک‌سود و
همدست است
فهمیدیده ماهی که
پری‌های افسانه
-زده روی پیشانی-
و با خود گفته
"زنیکه‌ی تخته‌پاره"*
و روبان قرمز و یا زهرا
به زیر موجهای تورافکنانه پریده
رفته تا حریق فک‌های کوسه اما
از فکه دیگر
به تهران برنگشته است

*و مردی که آخرین تخته پاره کشتی را از دست داده است / در جست و جوی تخته پاره دیگر تلاش نمی کند / زیرا که تخته پاره کشتی نیست / زیرا که در ساحل / مرد دریا بیگانه ای بیش نیست
بامداد

 
و تلخ
و اشک‌آلوده
فهمیدیده ماهی
که دریا با ماهیگیران
نمک‌سود و
همدست است
و اینک

 
باد سرتقی از آسمان
بوزد می
و من خرابه برخیزم
تمام مادری که زیر آوارها مرده
و نوزاد خاک‌آلود
مرد کوچک عاشق پستان
و مرد کوچک عاشق پستان
خانواده‌ای در من
برخیزد از مرگ
چشم توی چشم
آسمان را نگاه کنند
باد سرتق را

شاید بدون آنکه کسی بفهمد
باد سرتقی بوزد بر من
و جدا کند خانه را
از زمین گرم
باد سرتقی بوزد بر من
و جدا کند از من
من را
 
هاشم مرد
روی چشمهاش پنبه گذاشتند
و انگشتهای پاش را با نخ سفیدی به هم بستند
بعد به روح صورتی‌رنگ‌ش برای پرواز مهلت دادند
روح هاشم
-که وجود نداشت
چون هاشم
به روح اعتقاد نداشت-
روح هاشم
مثل تمام ارواح وجود نداشته به سمت دریا رفت
توی دریا افسر بود
توی دریا
معصومه بود اعظم بود
و خیلی پری‌های دیگر
توی دریا
غیر از دریا
و پری‌های دریا
چیز دیگری نبود غیر از خدا
و حتی نبودن خدا هم بر
بر بیهودگی‌های دریا اضافه بود

 
درخت بیشتر
برای سوزاندن جنازه
پنبه‌های بیشتر
برای انگشت‌هاش
دیوار کافی برای هق هق مردها
ضجه‌ی لازم
برای بخش خواهر مادر
جم‌مازه و جن‌نازه
دونده و زار
جهان کافی است
و پرده‌های اتاق
از صدای قاه قاه مرده‌ها
صورتی‌رنگ و لرزان است
کی بدون اینکه آمده باشی
از میان ما رفتی خوشبختی؟

 
https://youtube.com/channel/UCN0fHo4UrZu6abL3Na1HMMw

 
انگار مشتی خاکستر باشی
نسیم بیاید
و ظهر
طلای خود را ببینی
که می‌رود بر باد
انگار مشتی خاکستر باشی
نسیم بیاید
و حتی خودت نباشی
ظهر
طلای خؤد را ببینی
که می‌رود بر باد
انگار پرگار ابله باشی
در کنار رود
و دوران از تو
نقطه ای حتی
در میان نگرفته باشد

 
چمن‌‌های شکسته
خیس زیر باران چتر
اسبهای گرسنه
سر به آخور دانه
مرد قدبلند دهقان خسته
با پتک کوچکش در کنار اصطبل
و آسمان تنهایی
که تا دیگر
ماه‌ش شکسته است

تمام ذی‌قع‌ده
گرگ‌ها گرسنه اند

 

   
 
  Susan Meiselas / Magnum Photos 
 

USA. Tunbridge, Vermont. 1975, Carnival Strippers

 
 

  Goolabi , Roozmashgh(Peyman) , Deep-hole , Sepia , Forb. Apple , Vaghti Digar , Pejman , Ahood , Bahar , Banafshe , Halghaviz , Hezartou , Last Jesus , Ladan , Costs , Tireh , Goosbandane , Tabassom , Aroosak1382 ,   Shahrehichkas

 
        Zirshalvari
        Welbog 
 
       Bi Pelaki (Me & Shahram)
 

   SHAHRAM