هتل کالیفرنیا ۲
شهر خسته بود
خوابش میاومد شهر
و من
که فقط تشنه بودم
برا شب یه آب پرتقال خریدم
- بدون چیپس
یه آب پرتغال
برا خوردن تنهایی -
شهر خلوت گفت
دردهای دو سویه
علاجشون آب پرتغال نیست
مرام گذاشتی برام
ولی یه شعر بگو برام
یه شعر fresh
كه علاج دردای دو سویه باشه
گفتم اسنپ بگیریم
بریم حالا كه خلوت ایم
گفت از اولش به مرتضی گفتم
آعتیاد کار درستی نیست
شیشه اولش خوبه
ولی مردن
گفتم مرتضی رو بیخیال باش
پیاده میریم
کار داشت
زخم زیاد داشت
برای پیاده رفتن دلش گرفته بود
نشست کنار جوبا
برای آدم خوبا
گریه کرد سیر
گریه کرد سیر
[+] --------------------------------- 
[0]