عجین
مرا
یاد بوسیدن مداوم کفشها
یاد
نفس کشیدن رو
شلوار جین میاندازد
یاد چیزهایی که نمیفهمم
غلطهای املاییم
و زق زق تختهای تخمی
دست پشت کله
نفسهای حرف زن
مرا
یاد باکلاس راه رفتن خودم میاندازد
و کارگردانهایی که اسمشان یادم نیست
- افسکی مانی لینی -
تنهایی
بدون واسطه من را
یاد جوراب چپش میاندازد
یاد سینههاش
که تو رفته
- و زیربغلهایش -
تنهایی
بدون واسطه
چراغ میدهد دستم
مثل او راه میبرد من را
و شانههاش بود
بودنم معناتر دارد وقتی تنهام
[+] --------------------------------- 
[0]