توند رای کاشهای حرفی
کاش میتوانستم
پاره پاره کنم خودم را
و پرتغا پرتغا در بازار
به رهگذران مردم اعانه کنمش
- ویتامین سی عنصر موثری است
و این مردم
که دوسشان ندارم و اصلاً مهم نیست
مثل من
جز بی ندارند از دنیا -
کاش اسم من
باکلاس و مزدک بود
نوار گلولهبسته
با شقایقهام
روی کوه میرفتم
بلند صدا میکردم
"مانی! مانی!
مانیجان
تو که نقاشیت خوب است
تو که اهل کتاب و گوسفند هستی
برام عکس گوسفند بکش
اینجا گوشت
خیلی گران شده
و مانی ندارن مردم تهران"
کاش جهان یک دوراهی بدیهی بود
و ما در جهان
ترش و خونی
مسیر روشنی از
حال و حول و پرتغال را
انتخاب میکردیم
[+] --------------------------------- 
[0]
میترسم که دنیا بمیرد و من هنوز...
هر چه پیر میشوم عنی
توی تنهاییست
که آزارترم کرده
دوستتان طبعاً ندارم اما
دوست دارم برای شما شعر بخوانم
- گرچه قد خر نمیفهمید -
دوست دارم شما
با چشمهای گشاد و سفید
روی صندلیهای سفت تختهای
با کون صاف دردناک
و لال
- نه کونتان احمق!
و نه دقیقاً لال
جور خاصی لال -
نشسته باشید و
من تا حدودی
به ابراز محدودتان
با لبخند
نگاه کنم
دوست دارم
- همانطو که شابدول
زل میزند عظیم
به اجتماع زنان لاغر و غمگینش -
حال میکنم
مبهوت و دردناک
روی سنگ سرد حوض
منتظر نشسته باشید تا
برای شما
شعرهای سرد قفل بخوانم
و بعد خواندن خود
خودم فوراً
در میان شور و دست و شوق و احساسات
خودکار
مثل یک ستارهی ناچار
تمام شوم در شبم
توی تنهاییم
[+] --------------------------------- 
[0]
Requiem for a dream
ما شکست خوردهایم ابوذر
ما شکست خوردهایم ابوذر
دورهی جهاد و غزوه تعطیل است
کعبه دیگر کومینترن ندارد
رفیقها همه شهید شدند
علی مرده
همانطور که وعده داده بودند ضربت خورده
و شمر الان
توی کوفه تسلا دارد
جهان جدید شده
و سرمهای درمانی عقرب
اکثر سپاه یزید را نجات داد
و انصاری از مجاهدها
در نبردهای تن به تن مردند
همراه آقا نیا
پیش ما نیا
ما تمام شدیم برادر
و دین خدا
برای نجات خدا دیگر
راهی ندارد
[+] --------------------------------- 
[0]